این مطلب در پاسخ به نامهی آقای توکلی به آقایان خاتمی و موسوی نگاشته شده.
برادر گرامی جناب آقای توکلی
سخن شما را به عمق حقیقت آن، باور دارم. من نیز چون شما خواهان پاک شدن جریان سبز ایران از لوث ناپاکی هایی هستم که از دست دشمنان دوست نمای خارجی بر دامان شریف این جنبش نشسته است و اعلام برائت آقایان موسوی و خاتمی را از این افراد و جریانهای حامی داخلی و خارجی آنها به جد خواستارم.
قصد فرافکنی موضوع را هم ندارم. اما سخن شما بسی بر من گران آمد.
1- فرموده اید که سخن از فلسطین گفتن درد مشترک همه ما بوده و چرا اکنون چنین نیست؟
چرا هست. منتها سخن از فلسطین آنگاه که درد مشترک ما بود برای ما آب و نان نمی آورد. پرستیژ نمیآورد. ابزار لاپوشانی اشتباهات بزرگ و کوچک مان نبود. ابزار برخورد با ملت خودمان نبود. فلسطین برایمان همان اندازه ارزش داشت که ایران. اکنون گویا بنا بر آن شده که فلسطین باشد، ایران نبود هم نبود!
2- جناب عالی در ترسیم چهره جنبش راه سبز به بی انصاف ترین شکل ممکن فرمودید که چهار ویژگی دارد:
الف) کجای جنبش سبز با مبانی انقلاب ناسازگاری دارد؟ حمایت از نامزد مورد تأیید نظام. حمایت از سکان دار دولت جمهوری اسلامی در متلاطم ترین دوران 30 ساله اش؟ حمایت از چهره هایی چون کروبی و "فرزند فاضل" امام؟ درخواست احقاق حقوق مدنی؟ در خواست پاسخگویی دولت و برگزارکنندگان انتخابات؟ در خواست رسیدگی عادلانه به تمامی خطاکاری های انجام شده از هر کس؟ درخواست عدم تواب سازی و گرفتن اعتراف علیه خود و دیگران( که مقام رهبری آن را فاقد حجت شرعی دانسته اند)؟ در خواست عدم شکنجه ، قتل و احیاناً تجاوز؟
به قول آقای کروبی گویا قبای آقایان لای در مانده است!
می شود بگویید کدام یک از این درخواستها با مبانی جمهوری اسلامی سازگاری ندارد؟ ما همان را کنار خواهیم گذاشت!
ب) مشکل حمایت اجانب را ما نه خواسته ایم و نه ما به وجود آورده ایم. شما خودتان خوب می دانید که اجانب همان قدر از خاتمی و موسوی بدشان می آید که از احمدی نژاد. شما خودتان خوب می دانید که اگر موسوی هم رئیس جمهور می شد آنها برای موسوی هورا نمی کشیدند و او را در آغوش نمی فشردند کما اینکه موسوی هم چنین نمی کرد. با خودتان لا اقل صادق باشد: حمایت های خارجی و نیروهای ناپاک داخلی که تا دیروز دشمن شماره یک دولت جمهوری اسلامی و سران آن بوده اند نه "حباً لعلی" است بلکه " بغضاً لمعاویه " است. ( و البته در مثال مناقشه نیست!) نه از سر هماهنگ پنداشتن موسوی با خود است که از سر ضربه زدن به احمدی نژاد و صد البته به جمهوری اسلامی است. گویا آوردن مثال از صدر اسلام شما را راضی تر می کند. حمایت ابوسفیان از علی (ع)بعد از جریان سقیفه را که می دانید لابد؟
ج) عدم تقید "کثیری" از جنبش راه سبز را از کجا فهمیده اید؟ وانگهی اگر این عده کثیر این قدر نجس هستند ، پس کار بیجایی است که آرای نجس و ناپاک ایشان را در زمره 40 میلیون رأی مردم شریف ایران به جمهوری اسلامی بپندارید. لااقل خودتان این نجاست را به جمهوری اسلامی نچسبانید. اگر این جمع کثیر 7-8 یا 10 میلیون نفر هستند بی زحمت این میزان را از 40 میلیون کم کنید تا دامان جمهوری اسلامی را از آن پاک کنید. خس و خاشاک و نجاست که ارزشی ندارند که بخواهید نظام را با آن بیارایید!
د) در کجای منشور جنبش سبز قصد معارضه با نظام " مردمی و قانونی" حاکم وجود دارد. ما دولت را غیر مردمی و غیر قانونی می دانیم، نه نظام را ! به یاد داشته باشید رفتار غیر قانونی کسانی که موظف به اجرای قانون هستند ، قانون نیست. این گونه نیست که قاضی بدون حجت حکم دهد و چون او در جایگاه حاکم نشسته حکمش قانون شمرده شود.
وانگهی سؤال بزرگ در این مورد این فراز از گفتار شما آن است که می توانید بگویید کدام راه های قانونی؟ تجمعات با مجوز وزارت کشور؟ در خواست تمکین از نظر هیأتی بی طرف و بدون جانبداری از کاندیدایی خاص؟ در خواست رسیدگی عادلانه به موضوع تجاوز؟ در خواست داشتن وکیل در دادگاه ؟ درخواست عدم نشان دادن چهره متهمان و اعترافات ایشان قبل از صدور حکم؟ در خواست ....؟ میتوانم بپرسم کدام یک از این راههای قانونی باز مانده که ما از همان برویم؟
...
از مطالب میانی می گذرم. چه بعضی را قبول دارم و بعضی را شایسته ی پاسخ دادن نیستم.
اما در بندهای پایانی فرموده اید که رفتار جنبش سبز دایره نقادی (شما) را از دولت تنگ تر می کند. یاللعجب ! مثلا که دایره نقادی شما از دولت گشاد تر باشد ، خب که چه ؟ تا کنون برای انقیاد دولت و در رأس آن رئیس جمهور به قانون های نوشته و تصویب شده و قانون های ننوشته (عرف ، فرهنگ، عقلانیت ) چه کرده اید؟ چه توانسته اید بکنید؟ چه حرف شنوی ای را از دولت و رئیس آن دیده اید؟ ماجرای مشایی را که یادتان نرفته؟ اصلا مگر این ماجرای مشایی تمام شدنی هم هست - با مناصب جدیدی که رئیس جمهور یک به یک به او می دهد!_؟ معاون اول جدید رئیس جمهور برای شما آشنا نیست؟ دهن کجی رئیس جمهور به مجلس را بعداز رأی اعتماد فراموش کرده اید که گفت شما هر زوری که داشتید زدید؟! بی اعتنایی رئیس جمهور به نامه رئیس مجلس در مورد ساعت کار ماه رمضان به این زودی از خاطرتان پاک شد؟
جداً از شما می خواهم لااقل - لااقل - با خودتان رو راست باشید . شما هیچ کاری (تأکید می کنم هیچ کاری!) نمی توانید بکنید جز پز دادن ها و غر زدن های بیهوده و ابتر . احمدی نژاد هم خوب می داند که از دست شما هیچ کاری بر نمی آید. او خیلی باهوش تر از شماست. او شما را شناخته ولی شما گرفتار خود بزرگ بینی شده اید! به راستی از شما می پرسم اگر تنها یکی از رفتار های نادرست و تمرد از قانون هایی را که احمدی نژاد انجام داده در دولت های قبل انجام می شد ( که به قول شما کم هم نبوده اند!!! ولی یک مثال خشک و خالی هم نزده اید) شما رئیس دولت را به مجلس نمی کشاندید؟ از او سؤال نمی کردید؟ استیضاحش نمی نمودید؟ یک ملیارد پول کمی نیست ها!
اما شما ماهها طرح استیضاح وزیران را مسکوت گذاشتید تا دولت از اکثریت نیفتد! بعد خود رئیس جمهور با دست خودش آن را از اکثریت انداخت!
آقای مشایی آن گونه که رئیس جمهور نوشت بر اساس اصل 57 قانون اساس برکنار نشد ؛ خودش کنار رفت.(کاش نمی رفت ، دست کم معلوم بود که چه کاره است. ولی حالا چه؟)
آقای توکلی شما و همه منتقدان مثلا جدی دولت هیچ کاری از دستتان بر نمی آید . یا شاید می آید ولی انجام نمی دهید. پس بی خود نگران تنگ و گشاد شدن دایره ی نقادی تان نباشید . کارتان را بکنید!
فضای امنیتی و نامطمئن و آشفته سیاسی و اقتصادی را هم بیهوده گردن جریان سبز نیندازید . شما خودتان بهتر می دانید که از کجا آب می خورد. راهپیمایی میلیونی مردم هیچ خرابی ای به دنبال نداشت. کافی بود مجوز هم داشته باشد تا سره از ناسره بازشناخته شوند. پس دلیل امنیتی شدن فضا به برخورد ناصحیح و غلط دولت برمی گردد نه جریان سبز. سرمایه گذاری خارجی هم ربطی به آتش زدن دوتا سطل آشغال ندارد. شما که دکترای اقتصاد دارید چرا این حرف را می زنید؟ رفتار پرخاش جویانه ی رئیس جمهور بیشتر عامل این موضوع است تا رفتار خشونت بار مثلا 100 نفر اغتشاش گر!
